صدرِ اعظـــــــــــــم

کاش این عزیز هم نظری هم به ما کند!

صدرِ اعظـــــــــــــم

کاش این عزیز هم نظری هم به ما کند!

صدرِ اعظـــــــــــــم

تویی بهانه ‌ام اما بهانه‌ای که ندارم
گذاشتم سر خود را به شانه‌ای که ندارم
تمام عمر کشاندی مرا به سوی نگاهت
تمام عمر به سویِ نشانه‌ای که ندارم
زِ رقعه

آخرین نظرات
  • ۸ دی ۹۷، ۱۰:۵۰ - سعید از مشهد۳۹۳۲۲
    احسنت
پیوندهای روزانه

بسم الله الرحمن الرحیم

راست و دروغِ صحبتِ مدیر عامل گوگل توی دادگاه، برای این که روی هوا ثابت کند «اگر سایت گوگل، کلمه‌ی احمق را با دونالدترامپ اشتباه می‌گیرد؛ کار خودشان نیست و بلکه کار کامپیوتر است و بلکه سیستم جست‌وجوی گوگل یک چیزی است که کاملا بر اساس جست‌وجوی ملت است!» را کار ندارم!

بلکه برای ثابت شدن خیلی از چیزها کافی است که وقتی شما خبر داغی را جست‌وجو می‌کنید؛ ببینید اولین چیزی که می‌آید، سایت رادیو دیروز و پریروز و رسانه‌ی سلطنتی انگلیس و وی‌او‌ای امریکایی است.

بعضی از چیزها واضح‌تر از آن است که جای توجیه داشته باشد.


حتی اگر دونالد از نظر کارشناسان گوگل احمق نباشد.

گوگل از نظر ما یکی از اجزای نظام سلطه است.


ب.نوشت: مرگ بر امریکا به معنای مرگ بر ملت یا مرگ بر یک محدوده‌ی جغرافیایی نیست. بلکه به معنای طلب نابودی و هلاکت برای حجم و هویتی است که نظم سلطه‌ی جهانی را در جهان ایجاد کرده و ملت‌ها را برخی به اجبار، آتش‌افروزی و فسادآفرینی و برخی به اراده‌ی خودشان، به بردگی کشیده است.

# بصیرت

۱ ۲۴ آذر ۹۷ ، ۱۷:۰۱
محمدحسن گل محمدیان

بسم الله الرحمن الرحیم

و ما ادراک ما حسد؟


برخی مسائل را باید بلند بگوییم.

***

یک سری اتفاقات به صورت پنهانی و یک‌باره اتفاق می‌افتند. شاید وقایعی را در آن ابتدا حس کنیم. حرکت‌هایی را مشاهده کنیم و نشانه‌هایی را ببنیم؛ شاید هم اصلا خبر نداشته باشیم.

بعضی اوقات انسان حس می‌کند که پرده‌ای از سیاهی دارد زندگی‌اش را فرا می‌گیرد. محیط پیرامونی و یا امری صحیح که حیاتی است. دارد خوب پیش می‌رود ولی یک‌هو پشت سر هم مواجه با شرایط نابه‌سامانی می‌شود که دیگر دست ما نیست! شرایطی است که تاریکی می‌خواهد در آن امر فراگیر شود.

هر چه انسان بالا و پایین می‌کند که اشتباهش چه بوده؟ کجا خطا کرده؟ شاید متوجه بشود و اصلاح کند.

***

اما اوقاتی هست که یک سری افراد احساس تنگی می‌کنند. فکر می‌کنند دارید جایشان را تنگ می‌کنید. در حالی که دوست دارید کار کنند. چیزهایی هم حس می‌کنید ولی دقیق متوجه نمی‌شوید که ماجرا از چه قرار است. می‌گذرد. یک دفعه می‌بینید، یکی در میان برایتان حواله می‌آید. از راست و چپ. شاید هم تنها یک حواله‌ی سنگین باشد، اما خیلی سنگین می‌آید! دارید مسیر درست را می‌روید. یعنی می‌خواهید در مسیر حرکت کنید. اما نشد می‌آید توی کار! یادتان می‌آید که همان کسی که رو در رو احترام می‌گذارد رفته و کارت را پیچانده. حالا یا ظاهرا کارت دست اوست و پیچانده یا دخلی هم به او نداشته ولی رفته بدگویی کرده است. طوری که یا برکنار می‌شوید. یا دیگر نمی‌توانی ادامه دهید.


خوب؟!


جدی است؟ یعنی باید جدی بگیریم؟

نمی‌دانم. به نظر مهم نوع مواجهه است.

باید خیلی دقت کنیم.


شاید خیلی ترس داشته باشیم، نسبت به صفحه‌ها؛ نسبت به کارهای پنهانی؛ نسبت به برنامه‌های شیطانی؛

اگر چه ترسی ندارند، با وجود یک راه...

با وجود «پناه»...

***

یعنی باید بگوییم که پناه می‌بریم به ربّ مرزهای باریکی که در آن، کارها می‌خواهد درست شود ولی چیزی سعی می‌کند که نگذارد، یا درست است و یکی می‌خواهد آن را خراب کند.

نشانه‌هایی که یک سوی آن خیر است و یک سو نه.

از شر همه‌ی این‌ها پناه می‌بریم.

از شر همه‌ی چیزهایی که آن رب، خودش خلق کرده؛ به خودش پناه می‌بریم.


البته نباید اشتباه بشود؛ شرها را بزرگ نمی‌کنیم؛ بلکه پناه‌بردن به او را بزرگ می‌کنیم.

هم جدی است.

هم باید اقدام کرد.


راه حل این واقعا پناه بردن است.

پناه می‌بریم.

# دعا

۰ ۲۴ آذر ۹۷ ، ۱۰:۳۲
محمدحسن گل محمدیان

بسم الله الرحمن الرحیم

وقتی روابط درست شکل نگرفته باشد، یکی از حالات زیر اتفاق می‌افتد:

با مسخره‌کردن و تیکه‌انداختن، روابط تکه‌تکه می‌شود.

یا یا نگاه از بالا به پایین، روابط آرامی شکل نمی‌گیرد.

و یا ارتباط صرفا برای بهره‌کشی از طرف مقابل است؛ در این صورت دیگر این چه ارتباطی است؟!


ب.نوشت: یکی از مشکلاتی که در جوامع حتی کوچک خودمانی داریم، این است که رفتارهایمان خیلی بهره‌کشانه (!) یا خودخواهانه است. به خدا پناه می‌بریم. درنتیجه هیچ وقت کسی به کسی اضافه نمی‌شود و روابط سرد و شکننده است. واقعیت این است این مدل ارتباطات ما را بیشتر از امام زمان عج دور می‌کند. نه این که نابود کنیم؛ خدا توفیق بدهد اصلاح کنیم.

۰ ۲۱ آذر ۹۷ ، ۱۲:۰۰
محمدحسن گل محمدیان

بسم الله الرحمن الرحیم

حتی در محصولاتِ شرکت‌های تقریبا بزرگی که اخیرا بنام شده‌اند.

ایراداتی هست که واقعا ایراد محسوب می‌شوند.


این یعنی راه برای ابتکار و حرکت باز است.

و به یاری خدا ترسی از هیچ کس، هر چقدر هم ظاهراً بزرگ نیست.


ب.نوشت: حجم تبلیغی و برد رسانه‌ای و هیمنه‌ی ترساننده ولی پوشالیِ برنامه‌ها و محصولات بزرگی که مشابه شرکت‌های خارجی در کشورهای مورد هدف پیاده می‌شوند؛ از خودشان بزرگ‌تر است! البته به معنای نبودن چالش برای ایجاد کارهای جدیدتر نیست. اما همین‌ها بعضا اینقدر خلأ و ایراد جزئی و غیرجزئی دارند که جای ناامیدی نیست. ان شاء الله موفق باشید و باشیم.

# آیه

۰ ۱۸ آذر ۹۷ ، ۱۴:۱۰
محمدحسن گل محمدیان

بسم الله الرحمن الرحیم

خواسته یا ناخواسته جریان شبه روشنفکری داخل، بیش از آن که مبدأیت تفکر و تعقل را در اجرای سیاست‌های بیگانگان به کار بگیرد؛ متأسفانه تابوهایی برایش ساخته شده که به هیچ عنوان نمی‌تواند از آن‌ها دل بکند.

به سادگی از یک روایت دینی می‌تواند چشم‌پوشی کند و یا با بی‌اعتنایی از کنار آن رد شود ولی یک درس مندرس زواردررفته‌ای که کسی را جز جریان سلطه پول‌دار نکرده است. و هیچ وقت به نفع توده‌های مردم نبوده، نمی‌تواند کنار بگذارد.

این نشان می‌دهد که ساختارها، روال‌ها و ارزش‌های کپی‌شده‌ی دانشگاهی، ذهن دانشجوی جوان ما را، بیشتر مسحور ادبیات غربی و ساختارسازی‌های پرجاذبه و نقاشی‌شده‌ی صرفا زیبای او می‌سازد تا این که او را به چرایی و پرسش وادار کند.


طوری چهارمیخ پارادایم غیرواقعی و نامنطبق با عالم هستی را برای دانشجو می‌کوبند تا دیگر به خودش جرئت شک هم ندهد.

آن وقت البته درون آن اجازه‌ی پرسش و پاسخ فراهم است.

البته باز هم ترجمه جای تفکر را گرفته است.


ب.نوشت: کتاب‌های دانشگاهی از کوچک و بزرگش مصداق این هست. این کتاب‌ها به شکل تجربی و بدون درک کلی از عالم و عدم منطبق با جهان‌شناسی و ساختار انسان‌شناسی حقیقی یکتاپرست شکل‌گرفته است. خوب نتایجی این چنین به بار می‌آورد که جامعه‌ها درگیر مسائل جانبی می‌شوند. امروزه متاسفانه فقط داروهای غربی عوارض جانبی ندارند. نظریه‌های غربی هم عوارض جانبی دارند البته اگر خودشان عوارض نباشند. آیا به حقیقت عالم باز می‌گردیم؟

# دانشگاه

۰ ۱۲ آذر ۹۷ ، ۰۰:۲۴
محمدحسن گل محمدیان

بسم الله الرحمن الرحیم

طی هفت سال یک جوری پدر دانشجویان رشته‌ی پزشکی درمی‌آید که اصلا نمی‌رسند فکر کنند که دارند توی زمین چه کسی بازی می‌کنند.


ب.نوشت: نمی‌دانم. البته این قطعی است؛ این وضع کنونی ما ماحصل یک پشت‌کردن تاریخی به نسخه‌های پیامبران است؛ درحالیکه با بهداشت قدیم با آن شرایط، این قدر بیماری‌ها رواج نداشت. تاریخ 150 سال پیش ایران گویای این مسئله است، در حالی که حتی با آن جزئیات به نسخه‌ها عمل نمی‌شده است، گزارش‌ها واقعا شگفت‌انگیز است؛ در همین تهران! در این میان شاهد دوگانه‌های غلط‌اندازی هم هستیم. اما در بحث اصلی پس از این همه درس خواندن، در آخر نیز، چیزی که روی زمین اتفاق می‌افتد این است که می‌بینیم شرکت‌های چندملیتی بزرگ با سیاست‌های بسیار خطرناک در کشورهای هدف دارند تغییراتی را که می‌خواهند، اعمال می‌کنند! چرخه‌ی سه‌مؤلفه‌ای چرا هیچ وقت نمی‌شکند؟ بازار، بیماری، درمان موضعی یا مقطعی (آیا سیاستی در جریان است؟) البته راه حل در ابتدای پاراگراف مطرح شد.

# امروز

# درس

# علم مدرن

۰ ۱۰ آذر ۹۷ ، ۱۸:۵۲
محمدحسن گل محمدیان

بسم الله الرحمن الرحیم

حداقل فهمیدیم کسی که بر همه‌ی امور غالب است، خودش خیرخواه است.


پ.ن: شکر خدا باز...

# شناخت

۰ ۱۷ آبان ۹۷ ، ۱۳:۴۴
محمدحسن گل محمدیان

بسم الله الرحمن الرحیم

تیکه‌ات را بینداز و مسخره کن، بعدش هم عذرخواهی کن.

فقط باید آن حرف را بلند می‌زدی. بقیه چیزها زیاد مهم نیست.


پ.ن:

برای رفت و آمد و غذا از برنامه‌های دیگر استفاده کنید.

# امروز

# تبلیغات

# رسانه

# فرهنگ‌سازی پنهان

۱ ۱۴ آبان ۹۷ ، ۱۸:۳۴
محمدحسن گل محمدیان
بسم الله الرحمن الرحیم
هدایت را باید از خدا خواست. بله. تا بیست سالگی اگر توانستیم خودمان را پاک کنیم و نیت خودمان را خالص کنیم. و هدف‌های غیر الهی را از خود خالی کنیم و مخالفت با هوای نفس را شیوه‌ی خود کنیم. امید هست که بتوانیم برای امام زمان عج سرباز خوبی باشیم. یعنی کسی نباشیم که کار خودش را می‌کند. بعد بگوید که برای خدا بود. بلکه تا نفهمد برای خداست انجام نمی‌دهد... و اوامر خدا را نیز انجام می‌دهد.

«ترک محرمات»، «انجام واجبات» و «تعمیق معارف دینی»
عواملی است که باعث می‌شود خداوند متعال استواری انسان را در مسیر خودش بیشتر کند. هر عملی، مقدمه عمل بعدی است. چیزی که به نظرم رسید شاید نیاز باشد بیشتر درباره‌اش بنویسیم این بود که معارف الهی و دینی یک نقطه‌ی شروع می‌خواهد. به نظر می‌رسد باید نگاهمان را در اولین مرحله درست کنیم. یعنی چه کنیم؟ باید بدانیم وظیفه‌مان چیست. اگر ندانیم که نمی‌توانیم عمل کنیم.
در دورانی که امام زمان عج غائب هستند رسیدن به ولایت ایشان مقدور نیست مگر از طریق اوامر ایشان. ما واقعا دوست داریم که مورد توجه امام زمان عج باشیم. و این زمانی محقق می‌شود که اول بدانیم ایشان از ما چه می‌خواهند؟ دستورات ایشان را بشناسیم و طبق آن عمل کنیم.
حرف همین است که دستور ایشان در دوران غیبت چیست و چگونه است؟
یک سرباز خوب کسی است که نقشه‌ی فرمانده و راهبر خودش را به خوبی بشناسد و طبق آن عمل کند.
توجه به این برای ما که در دوران غیبت و دوران نیابتِ عامِ اولیای فقیه ایشان زندگی می‌کنیم. توجه مهمی است.
اگر توانستیم بگوییم که امام ظاهر الان چه می‌خواهد و برای آن شب و روز نشناختیم. امید داریم که خداوند متعال به ما نگاهی کند و ما را در جایی که می‌داند استفاده کند.
کمی آن طرف‌تر اگر رفتیم سراغ سخنان امام و زیر و بم آن را برای عمل کردن خواندیم و به دقت توجه کردیم. به علاوه طلب از خدای متعال امید داریم از این مهلکه نجاتمان بدهند. ان شاء الله.

# امروز

# مسلمان تراز

۱ ۳۰ تیر ۹۷ ، ۱۸:۱۰
محمدحسن گل محمدیان

بسم الله الرحمن الرحیم

جمهوری اسلامی با قدرت پیش رفته است. اما کسانی که در باورهای غربی غوطه‌ور هستند نمی‌توانند درست بعضی چیزها را تحلیل کنند.


بیشتر از این که غربی‌شدن فرآیند فکر را آزاد کند و آزاداندیشی را در درون ملت‌ها به وجود بیاورد. آسیب به مرکز تحلیل وارد می‌کند.

بلکه شاید فقط افِ ای باشد و پُزی برای متفاوت نشان‌دادن و خود را برتر نشان دادن.


طوری که آن چیزی که باید را نمی‌بینند. انسان بی‌اعتنا به هر مفهوم اصیل حقیقی.

چرا که همه چیز باید سکولاریزه شود و این مهم‌ترین آسیب زاویه دید است.

وقتی زاویه دید شما از معارف و نظام فکری قرآنی و نظام فکری اهل بیت انصراف پیدا کرد.

قید عقل را هم شما زده‌اید.


و وقتی انسان از عقل سلیم فاصله پیدا کرد؛ ذهنش استواری لازم را نخواهد داشت.

انسان از درون تهی و بی‌هویت شکل می‌گیرد.


اباحه‌گری در جوامع دارای هویتی مثل جمهوری اسلامی ایران، ریشه در آسیب‌های درونی دارد. خودنگری، اشرافی‌طلبی، دل در گروی دنیا داشتن...

و ترس.


ترس از ملامت دیگران

ترس از گویندگان غربی

ترس از این که مبادا حرفی مقابل بافته‌های جهانی و مفاهیم جعلی بی‌بن مدرن زده‌بشود. و مگر دستگاهی که بنا شده اشتباه است؟ در حالیکه دستگاه نفسانیت‌پرست طاغوتی ریشه‌اش روی زمین است و قراری ندارد.


ترس و واهمه ریشه‌اش در آلودگی است.

شاید به زبانی بشود گفت همه این آسیب‌ها ریشه‌اش در گرایش آلوده است.

به خدا پناه می‌بریم.


بعدانوشت:

شرک -> ترس -> بی‌هویتی -> روی گردانی، بی‌اعتنایی -> اختلال در زاویه دید -> بی‌قراری فکری

# آزاداندیشی

# امروز

۰ ۳۱ خرداد ۹۷ ، ۱۷:۰۸
محمدحسن گل محمدیان