صدرِ اعظـــــــــــــم

کاش این عزیز هم نظری هم به ما کند!

صدرِ اعظـــــــــــــم

کاش این عزیز هم نظری هم به ما کند!

صدرِ اعظـــــــــــــم

تویی بهانه ‌ام اما بهانه‌ای که ندارم
گذاشتم سر خود را به شانه‌ای که ندارم
تمام عمر کشاندی مرا به سوی نگاهت
تمام عمر به سویِ نشانه‌ای که ندارم
زِ رقعه

آخرین نظرات
  • ۸ دی ۹۷، ۱۰:۵۰ - سعید از مشهد۳۹۳۲۲
    احسنت
پیوندهای روزانه

۴ مطلب با موضوع «تدبر» ثبت شده است

بسم الله الرحمن الرحیم

الشیطان یعدکم الفقر و یأمرکم بالفحشاء و المنکر1


شیطان، شما را از فقر می‌ترساند،

و به کار زشت و منکر امر می‌کند.


فرقی ندارد. این شیطان ابلیس باشد که هر کدام از ما را بترساند و کاری کند که به سمت کار زشت یا منکری سوق پیدا کنیم.

یا شیطان انسی باشد، که از فقر بترساند و بگوید مثلا فلان معاهده را باید قبول کنی.

یا کتاب باشد، که فقر را بزرگ کند، و طوری نظریه‌پردازی کند که شما جز نقض استقلال خود کاری نباید انجام دهی. بلکه به کنار گذاشتن استقلال خود افتخار کنی.

یا دم و دستگاهی باشد که از فقر بترساند و بگوید باید عقب‌نشینی کنید. یا از ترس این که مبادا فقیر بشوید، اگر سراغ ما نیایید و بند بندگی ما را به گردن قبول نکنید چنین و چنان می‌شوید.


فریب می‌دهد، وعده می‌دهد و به آرزو می‌اندازد. و جز دروغ وعده نمی‌دهد.

در حالی‌که عالَم اصلا ذره‌ای مطابق این حرف‌های فریب، کار نمی‌کند.

عالم، خدای واحدِ قهار دارد.


خیلی باید دقت کرد.

اصلا نباید دم به تله داد.

و اگر شیطانی ما را فریفته باید به درگاه خدای متعال حتما استغفار و توبه کنیم.



1. ... و الله یعدکم مغفرة منه و فضلا و الله واسع علیم. (آیه 268 سوره‌ی مبارکه‌ی بقره)

# تبلیغات

۰ ۲۵ دی ۹۷ ، ۱۰:۰۲
محمدحسن گل محمدیان

بسم الله الرحمن الرحیم

و ما ادراک ما حسد؟


برخی مسائل را باید بلند بگوییم.

***

یک سری اتفاقات به صورت پنهانی و یک‌باره اتفاق می‌افتند. شاید وقایعی را در آن ابتدا حس کنیم. حرکت‌هایی را مشاهده کنیم و نشانه‌هایی را ببنیم؛ شاید هم اصلا خبر نداشته باشیم.

بعضی اوقات انسان حس می‌کند که پرده‌ای از سیاهی دارد زندگی‌اش را فرا می‌گیرد. محیط پیرامونی و یا امری صحیح که حیاتی است. دارد خوب پیش می‌رود ولی یک‌هو پشت سر هم مواجه با شرایط نابه‌سامانی می‌شود که دیگر دست ما نیست! شرایطی است که تاریکی می‌خواهد در آن امر فراگیر شود.

هر چه انسان بالا و پایین می‌کند که اشتباهش چه بوده؟ کجا خطا کرده؟ شاید متوجه بشود و اصلاح کند.

***

اما اوقاتی هست که یک سری افراد احساس تنگی می‌کنند. فکر می‌کنند دارید جایشان را تنگ می‌کنید. در حالی که دوست دارید کار کنند. چیزهایی هم حس می‌کنید ولی دقیق متوجه نمی‌شوید که ماجرا از چه قرار است. می‌گذرد. یک دفعه می‌بینید، یکی در میان برایتان حواله می‌آید. از راست و چپ. شاید هم تنها یک حواله‌ی سنگین باشد، اما خیلی سنگین می‌آید! دارید مسیر درست را می‌روید. یعنی می‌خواهید در مسیر حرکت کنید. اما نشد می‌آید توی کار! یادتان می‌آید که همان کسی که رو در رو احترام می‌گذارد رفته و کارت را پیچانده. حالا یا ظاهرا کارت دست اوست و پیچانده یا دخلی هم به او نداشته ولی رفته بدگویی کرده است. طوری که یا برکنار می‌شوید. یا دیگر نمی‌توانی ادامه دهید.


خوب؟!


جدی است؟ یعنی باید جدی بگیریم؟

نمی‌دانم. به نظر مهم نوع مواجهه است.

باید خیلی دقت کنیم.


شاید خیلی ترس داشته باشیم، نسبت به صفحه‌ها؛ نسبت به کارهای پنهانی؛ نسبت به برنامه‌های شیطانی؛

اگر چه ترسی ندارند، با وجود یک راه...

با وجود «پناه»...

***

یعنی باید بگوییم که پناه می‌بریم به ربّ مرزهای باریکی که در آن، کارها می‌خواهد درست شود ولی چیزی سعی می‌کند که نگذارد، یا درست است و یکی می‌خواهد آن را خراب کند.

نشانه‌هایی که یک سوی آن خیر است و یک سو نه.

از شر همه‌ی این‌ها پناه می‌بریم.

از شر همه‌ی چیزهایی که آن رب، خودش خلق کرده؛ به خودش پناه می‌بریم.


البته نباید اشتباه بشود؛ شرها را بزرگ نمی‌کنیم؛ بلکه پناه‌بردن به او را بزرگ می‌کنیم.

هم جدی است.

هم باید اقدام کرد.


راه حل این واقعا پناه بردن است.

پناه می‌بریم.

# دعا

۰ ۲۴ آذر ۹۷ ، ۱۰:۳۲
محمدحسن گل محمدیان

بسم الله الرحمن الرحیم

جامعه، چگونه با یک قانون مواجه می‌شود؟

برنامه‌ریزی در جامعه از چه مؤلفه‌هایی تشکیل می‌شود؟


قانون ریشه در افعال پیشینی دارد.

یعنی اگر جامعه‌ای کار سیئه و بدی را انجام دهند. زمینه را برای این که قانون آن را بپذیرند و آن را حق خود بدانند، ایجاد کرده‌اند.

چون خودشان، مسیر اراده‌شان را به سوی آن کار باز کرده‌اند.


هر فعل ارادی، صفت متناسب با خودش را در انسان تقویت می‌کند و مداومت بر آن کار تا جایی پیش می‌رود که آن اخلاق بر انسان حاکم شود.

اگر این عمل و اخلاق شکل‌گرفته از آن، عمومی و فراگیر شود.

در این صورت قانون متناسب به سادگی در مردم جا می‌افتد.

و مقابله‌ای نخواهد بود.

***

حال باید چه کار کرد؟


آیا کارهای هستند که بالاتر از اعمال دیگر قرار بگیرند و بقیه کارها ذیل آن‌ها باشند؟

بله.

این گونه است.

کارها هم رده نیستند. بعضی از اعمال مقدم بر دیگری هستند.


دو مقوله‌ی عمده وجود دارد:

1- اولین کار «امر به پرستش خدای یگانه» و «نهی از پرسش الهه‌های گوناگون» است.

2- دومین کار نیز «امر به استغفار رب جامعه» سپس «امر به توبه» است.


همه امور دیگر جامعه ذیل این دو سرفصل قرار می‌گیرند.

***

به بیان کامل‌تر...


امر به «توحید»، «استغفار و توبه»

و

نهی از «الهه‌ها» و «روگردانیدن»

و

آن هم «به صورت جمعی» در پناه یک «رسول»

با

راهکار حرکتیِ «انذاری و هشداری» و «بشارتی و ایجادشوق»


برنامه ایجاد جامعه اسلامی است.


هر کدام از این‌ها نباشد کار در جامعه پیش نمی‌رود.

مؤمنین در نهایت نجات می‌یابند ولی اصلاح، عمومی نخواهد شد و جامعه به جامعه اسلامی تبدیل نخواهد شد.

***

مطلب قبل در رسیدن جامعه به کمال بود.

اما مهم‌ترین چیزی که جامعه را از اضمحلال حفظ می‌کند؛ «نهی از فساد» به «صورت جمعی» است.

زنده بودن «اصلاح جمعی»، باعث می‌شود، جامعه به ورطه اضمحلال و هلاکت نیفتد.

این موضوع تضمین شده است.

***

جریان ضدانقلابیِ غرب‌پرست ولی، دروغ می‌گوید.

با تحقیر، مسخره‌کردن‌ها، قدرت‌نمایی‌های دروغین و فشارهای رسانه‌ای، ابتدا اغوا می‌کنند؛ سپس قانونی را برخلاف فطرت جامعه، نهادینه می‌کنند.

علم را هم ویترین کار خود قرار می‌دهند. چرا که زودتر آن علم را نیز تحریف کرده بودند.

با جریان علم جلو می‌افتند و قیام می‌کنند.

بله؛

با سکوت، جامعه در نهایت تغییر خواهد کرد.

***

اگر جمعیت میلیونی مؤمنین و نخبگان انقلابی، از شناکردن در نعمات و سرمستی دوری‌کنند و همچون «مانعی» مقابل مجرمین جامعه قرار بگیرند؛ حرکت عمومی قابل تغییر است.

و فرآیند تدوین و طرح قانون در آن زمان است که واقعی خواهد بود. قانون، به عقبه‌ی حقیقی مبتنی بر عمل نیاز دارد.

چرا که برنامه اسلام، «اجتماعی» ریخته می‌شود.

***

قانون‌نویسی در متن مردم رخ می‌دهد.

و هیچ‌وقت قانون‌های بالادستی بدون عملِ پیشینیِ مردم، عمومی نمی‌شوند.

و انباشت قانون‌های بالادستی و قانون‌نویسی در اتاق‌های دربسته بزرگ، فقط تعارضات و عدم تبعیت از قانون را بیشتر می‌کند.

همان‌طور که می‌بینیم.

***

مطالب بالا با استفاده از ساختار «سوره مبارکه هود ع» و ضرب آن «به ویژه» در جریان «حضرت لوط» و «حضرت شعیب» علی نبینا و آله و علیهما السلام نوشته شده است.

جز او خدایی نیست.
طلب مغفرت می‌کنیم و به او باز می‌گردیم.


بعداًنوشت:

احساس کردم باید یک توضیحی اضافه کنم.
جمهوری اسلامی باید با قدرت وضع قوانین علیه «ساختارهای غیرالهی» و «ساختارهای گناه‌آلود» و غیره را دنبال کند. در این شکی نیست.

بحث بر سر نوشتن برنامه‌هایی است که مردم و نخبگان باید در پناه «رسول» انجام دهند.

# جامعه سازی

# نظام سازی

۰ ۰۶ مهر ۹۶ ، ۱۱:۵۷
محمدحسن گل محمدیان

بسم الله الرحمن الرحیم  
چگونه به جامعه اسلامی برسیم؟

در پاسخ به سؤال بالا جواب‌های متعددی داده شده است. اما به جواب نمی‌رسیم مگر این که به دو سؤال اصلی که در جواب به سؤال بالا مؤثر هستند پاسخ دهیم.
1. امام جامعه چه وظایفی دارد؟
2. مردم چه وظایفی دارند؟

***

«رسول» در معنای تام خود کسی است که وظیفه دارد، جامعه را از «ظلمت به سمت نور» خارج کند. و جامعه را به اذن رب آن‌ها به سمت «راه غیرقابل شکست و غلبه» منتقل کند.
و «مردم» چه وظیفه‌ای دارند؟! این که «نعمات مورد غفلت» خود را قبول کنند و بشناسند و با قدرت «شکر آن‌ها» را انجام دهند و به شکر آن‌ها بپردازند. و در این صورت قطعا جامعه وسعت می‌یابد. و در راه حق خود قرار می‌گیرد.

***

اما سؤال...
چرا امروز جای رسول و مردم عوض شده است؟ مگر مردم نباید بر رسول حاکم باشند؟!!

ما امروز داریم آسیب عمل نکردن جامعه به دستورات الهی را می‌خوریم. البته اگر دقیق و صادقانه بخواهیم بگوییم. مردم واقعا به وظایفی که احساس می‌کردند، عمل کردند. مشکل چیز دیگری بود.
چه بود؟ این که کسانی در دوره‌ای مکنت پیدا کردند. چیزی که بود حرکت و پس از مدتی قیام همه‌جانبه و عمومی علیه جریان اسلام ناب بود. در دورانی که دست مردم انقلابی از توانمندی تشکیلاتی و حکومت‌داری - به دلایل متعددی1 - خالی بود، آن جریان با قوت، سوگیری‌های خود را در قالب سیاست‌‌ها، زیرساخت‌های قانونی و اجتماعی نهادینه کرد. جریانی که امروز هم با نقشه و با قدرت بر این مسیر سوار هستند.
ولی ما امروز داریم آسیب عمل نکردن جامعه به دستورات الهی را می‌خوریم. اگر این گزاره برای 20 الی 25 سال قبل قابل خدشه بود. امروز، عدم عملِ بخشی از مردم یعنی «جریان انقلابی مؤمن» به وظایف خودش اصلی‌ترین آسیب جامعه اسلامی است.
وظایف چیست؟ آن بحث دیگری است.

ولی اصلا سؤال چیز دیگری بود.
چرا جای رسول و مردم عوض شده است؟ مگر مردم نباید بر رسول حاکم باشند؟!!
سؤال بالا سؤالی است که ما معمولا به آن فکر می‌کنیم!
ولی متأسفانه اشتباه است و صحیح نیست.

اما درست است، واقعا جای رسول و مردم عوض شده است! به قرائن مشهودی، مدتی (چندین سال) است که وظایف رسول با مردم جابه‌جا شده است! و انتظارهایی که شنیده می‌شود این است که چرا جایگاه رسول، در حد یک آدم عادی نیست و چرا باید نظرات رهبری در مسائل حکومتی جریان داشته باشد و مردم ملزم به رعایت آن باشند؟!
لذا باید اقرار کرد واقعا جای رسول و جمعی از مردم عوض شده است.

اما....
این یعنی این که مردم فکر نکنند؟! نه خب!
این یعنی این که مردم سرشان را بیندازند پایین و صرفا حکمرانی بشوند؟ چه کسی این حرف را زد؟!!
و این یعنی این که مردم از مسئولین پیگیری نکنند و دهان خود را ببندند؟! واقعا چنین چیزی متوجه می‌شوید؟!!
بگذارید ادامه بدهیم.

گفته شد که مدتی است، وظایف جابه‌جا تصور می‌شود.
این دو.

***

و سه این که...
دولت اسلامی، در واقع «همه مردم» هستند.
و با این نگاه بر «همه مردم»، پیگیری و عمل به وظایف، واجب است.
ولی مسئله این‌جاست که طرح‌های هدایت از آن رسول است؛ بیان و بسطِ هدایت کلان از حوزه اختیارات ولی جامعه است، نه مردم. این حقیقی است. اما بماند.

بلکه دولت‌هایی که در جایگاه ولی می‌نشینند آسیب‌زا هستند.
دولت، نقش اجرایی دارد، نه نقش ولایی! و باید عمل کند، نه طراحی کلان حرکت انقلاب اسلامی! ولی این ورود و این اتفاق در 28 سال گذشته گویا به امری عادی تبدیل شده است. صدالبته با افت و خیز.

«همه»‌ی مشکلات باید به دستِ مردم حل شود، «همه»ی مشکلات. بلاشک.
اما وقتی مردم وارد کار نشدند و ما نتوانستیم بر خلاف رهبر جامعه مردم را در همه مسائل اجتماعی، فرهنگی و ... درگیر و فعال کنیم. این مشکل به رهبر وارد است؟! یا به دولت‌هایی که چنین اجازه‌ای ندادند و یا به خواب‌بودن و عدم فعالیت متناسب ما؟!
در حالی‌که جبهه ضدانقلاب همه تمهیدات قانونی و زیرساختی و نیروی انسانی‌اش را در بیست‌وچند سال اخیر به خوبی متشکل کرده و روی سیستم سوار کرده است؛ دیگر چه حرفی می‌ماند؟!
طبق همان اصل اسلامی که دولتِ اسلامی، مردم هستند و همه وظایف به عهده مردم است. ما نیز جزء مردم هستیم و عمل به جهت کلی بین و واضح رسول الهی، وظیفه جریان انقلابی است. لذا باید حقیقتا به همین میزان و بلکه بیشتر از آن سرافکنده و به تاریخ پاسخگو باشیم.

***

اما پس از نوشتن همه این قطعات، پاسخ به سؤال اصلی در همان قسمت دوم داده شد.
که هدفِ گسترده‌شده در سوره ابراهیم (ع) است.

لک الشکر و لک الحمد



پانوشت:

(1) از جمله شهادت بسیاری از ستون‌های انقلاب
و از جمله پرداختن خالصانه مردم انقلابی به مسائل انبوه پهنه کشور
و از جمله تمرکز به وظایفی که در آن دوران گریبان جامعه را به خود گرفته بود.


# جامعه سازی

# نظام سازی

۰ ۰۳ مهر ۹۶ ، ۱۱:۴۳
محمدحسن گل محمدیان