صدرِ اعظـــــــــــــم

کاش این عزیز هم نظری هم به ما کند!

صدرِ اعظـــــــــــــم

کاش این عزیز هم نظری هم به ما کند!

صدرِ اعظـــــــــــــم

تویی بهانه ‌ام اما بهانه‌ای که ندارم
گذاشتم سر خود را به شانه‌ای که ندارم
تمام عمر کشاندی مرا به سوی نگاهت
تمام عمر به سویِ نشانه‌ای که ندارم
زِ رقعه

آخرین مطالب
آخرین نظرات
  • ۵ اسفند ۹۷، ۱۱:۴۴ - لوستر ال ای دی فانتزی
    موافقم
پیوندهای روزانه

۱۲ مطلب با موضوع «شناخت» ثبت شده است

بسم الله الرحمن الرحیم

حالا که بحث آموزش‌های نوین و تحول آموزش و پرورش روی بورس است.

بگذار حداقل چند سؤال بپرسیم!


آیا آموزش و پرورش با انبوهه‌ای از ابزارها و تیم‌های به نوعی تکنولوژیک درست می‌شود؟

آیا آموزش و پرورش در قرن 21ام به عنوان نمادی از تکنیک و ابزارزدگی، تربیت بهتری را نسبت به هزار سال قبل رقم زده است؟

آیا بزرگ‌ترین افراد رشدیافته در عصر معاصر یعنی امام خمینی ره و حضرت آیت الله خامنه‌ای و اساتید بنام و بزرگی مانند علامه طباطبایی و آیت الله بهجت، با این انبوهه‌ای از ابزارها رشد کردند؟

به چه بیندیشیم؟!

شاخصه‌ی رشد چیست؟!


نوشت:

کنار گذاشتن همه‌ی این ابزارها که به وضوح درست نیست.

اما به نظر آموزش و پرورش با تکنیک‌زدگی، ابزارزدگی و تکنولوژی آموزشی‌زدگی و نظام‌های حاکم بر این‌ها درست نمی‌شود!

نظر شما چیست؟

# تربیت

# دانشگاه

# مدرسه

۴ ۲۳ بهمن ۹۷ ، ۱۵:۰۳
صلوات

بسم الله الرحمن الرحیم

اگر هیچ وعده‌ای به ما داده نشده بود.

با این تجربه‌ای که از سی، چهل سال پیش به این طرف داریم، جا برای تردید نمی‌ماند که آینده از آن ماست.

باید یقین کنیم که پیروزی متعلق به ماست.


این قطعی است؛ ان شاء الله.

# آقا

# امروز

۱ ۱۱ بهمن ۹۷ ، ۱۰:۰۱
صلوات

بسم الله الرحمن الرحیم

اگر بین مدل‌های موجود شناوریم و بیرون از چارچوب‌های موجود نمی‌توانیم فکر کنیم. مشکل از کجاست؟


1) عدم هویت مستقل در ذائقه

2) زودباوری نسبت به شومن‌ها1

3) عدم خطرپذیری

4) عدم خودباوری

5) پرستش غیر

6) عدم جمع‌شدن ذیل یک هدف

7) تبعیت نکردن از امام حق

8) عدم استفاده از عقل!

9) عدم تمسک به معارف اهل بیت

10) عدم آشنایی، ارتباط ایمانی و انس با معارف قرآن



1 شومن کسی است که چیزی ندارد ولی خودش را در مرئی و منظر دیگران قرار می‌دهد تا اوقات فراغت آن‌ها را پرکند و نیز با استفاده از ادا و اطوار بتواند نظرها را به خود جلب کند. تا یک مسئله یا موضوع غلط یا درست را با این سبک، برای مخاطب جا بیندازد. (معمولا هم، سبک کلامی و سروصدای آنان، بیشتر از آنچه درباره‌ی آن صحبت می‌کنند، محوریت پیدا می‌کند)


# امروز

۰ ۰۹ بهمن ۹۷ ، ۱۵:۱۷
صلوات

بسم الله الرحمن الرحیم

این همه درس می‌خونی، یک معلم نیست که وظیفه‌ات را به تو یادآوری کند و یاد بدهد؟

چه فایده دارد؟



نوشت: بعضی اوقات متاسفانه چرا هست! ولی طرف تا گردن توی تئوری‌های غربی هست!

# درس

# که چی؟

۰ ۲۷ دی ۹۷ ، ۱۰:۴۵
صلوات

بسم الله الرحمن الرحیم

الشیطان یعدکم الفقر و یأمرکم بالفحشاء و المنکر1


شیطان، شما را از فقر می‌ترساند،

و به کار زشت و منکر امر می‌کند.


فرقی ندارد. این شیطان ابلیس باشد که هر کدام از ما را بترساند و کاری کند که به سمت کار زشت یا منکری سوق پیدا کنیم.

یا شیطان انسی باشد، که از فقر بترساند و بگوید مثلا فلان معاهده را باید قبول کنی.

یا کتاب باشد، که فقر را بزرگ کند، و طوری نظریه‌پردازی کند که شما جز نقض استقلال خود کاری نباید انجام دهی. بلکه به کنار گذاشتن استقلال خود افتخار کنی.

یا دم و دستگاهی باشد که از فقر بترساند و بگوید باید عقب‌نشینی کنید. یا از ترس این که مبادا فقیر بشوید، اگر سراغ ما نیایید و بند بندگی ما را به گردن قبول نکنید چنین و چنان می‌شوید.


فریب می‌دهد، وعده می‌دهد و به آرزو می‌اندازد. و جز دروغ وعده نمی‌دهد.

در حالی‌که عالَم اصلا ذره‌ای مطابق این حرف‌های فریب، کار نمی‌کند.

عالم، خدای واحدِ قهار دارد.


خیلی باید دقت کرد.

اصلا نباید دم به تله داد.

و اگر شیطانی ما را فریفته باید به درگاه خدای متعال حتما استغفار و توبه کنیم.



1. ... و الله یعدکم مغفرة منه و فضلا و الله واسع علیم. (آیه 268 سوره‌ی مبارکه‌ی بقره)

# تبلیغات

۰ ۲۵ دی ۹۷ ، ۱۰:۰۲
صلوات

بسم الله الرحمن الرحیم

قدرت شیطان صفر است.

صفر مطلق.

یاعلی


نوشت: این به معنای دست کم گرفتن و یا خود را مبرا دانستن نیست. بلکه به معنای داشتن خداوندی است که با اتصال به او، دیگر دشمن هیچ و دقیقا هیچ کاری نمی‌تواند کند. خدا ما را لحظه‌ای به خود واگذار نکند.

۲ ۰۶ دی ۹۷ ، ۲۱:۵۹
صلوات

بسم الله الرحمن الرحیم

و ما ادراک ما حسد؟


برخی مسائل را باید بلند بگوییم.

***

یک سری اتفاقات به صورت پنهانی و یک‌باره اتفاق می‌افتند. شاید وقایعی را در آن ابتدا حس کنیم. حرکت‌هایی را مشاهده کنیم و نشانه‌هایی را ببنیم؛ شاید هم اصلا خبر نداشته باشیم.

بعضی اوقات انسان حس می‌کند که پرده‌ای از سیاهی دارد زندگی‌اش را فرا می‌گیرد. محیط پیرامونی و یا امری صحیح که حیاتی است. دارد خوب پیش می‌رود ولی یک‌هو پشت سر هم مواجه با شرایط نابه‌سامانی می‌شود که دیگر دست ما نیست! شرایطی است که تاریکی می‌خواهد در آن امر فراگیر شود.

هر چه انسان بالا و پایین می‌کند که اشتباهش چه بوده؟ کجا خطا کرده؟ شاید متوجه بشود و اصلاح کند.

***

اما اوقاتی هست که یک سری افراد احساس تنگی می‌کنند. فکر می‌کنند دارید جایشان را تنگ می‌کنید. در حالی که دوست دارید کار کنند. چیزهایی هم حس می‌کنید ولی دقیق متوجه نمی‌شوید که ماجرا از چه قرار است. می‌گذرد. یک دفعه می‌بینید، یکی در میان برایتان حواله می‌آید. از راست و چپ. شاید هم تنها یک حواله‌ی سنگین باشد، اما خیلی سنگین می‌آید! دارید مسیر درست را می‌روید. یعنی می‌خواهید در مسیر حرکت کنید. اما نشد می‌آید توی کار! یادتان می‌آید که همان کسی که رو در رو احترام می‌گذارد رفته و کارت را پیچانده. حالا یا ظاهرا کارت دست اوست و پیچانده یا دخلی هم به او نداشته ولی رفته بدگویی کرده است. طوری که یا برکنار می‌شوید. یا دیگر نمی‌توانی ادامه دهید.


خوب؟!


جدی است؟ یعنی باید جدی بگیریم؟

نمی‌دانم. به نظر مهم نوع مواجهه است.

باید خیلی دقت کنیم.


شاید خیلی ترس داشته باشیم، نسبت به صفحه‌ها؛ نسبت به کارهای پنهانی؛ نسبت به برنامه‌های شیطانی؛

اگر چه ترسی ندارند، با وجود یک راه...

با وجود «پناه»...

***

یعنی باید بگوییم که پناه می‌بریم به ربّ مرزهای باریکی که در آن، کارها می‌خواهد درست شود ولی چیزی سعی می‌کند که نگذارد، یا درست است و یکی می‌خواهد آن را خراب کند.

نشانه‌هایی که یک سوی آن خیر است و یک سو نه.

از شر همه‌ی این‌ها پناه می‌بریم.

از شر همه‌ی چیزهایی که آن رب، خودش خلق کرده؛ به خودش پناه می‌بریم.


البته نباید اشتباه بشود؛ شرها را بزرگ نمی‌کنیم؛ بلکه پناه‌بردن به او را بزرگ می‌کنیم.

هم جدی است.

هم باید اقدام کرد.


راه حل این واقعا پناه بردن است.

پناه می‌بریم.

# دعا

۰ ۲۴ آذر ۹۷ ، ۱۰:۳۲
صلوات

بسم الله الرحمن الرحیم

حداقل فهمیدیم کسی که بر همه‌ی امور غالب است، خودش خیرخواه است.


پ.ن: شکر خدا باز...

# شناخت

۰ ۱۷ آبان ۹۷ ، ۱۳:۴۴
صلوات

بسم الله الرحمن الرحیم

به موقف سوم انقلاب رسیده‌ایم.

آفرین به یکی از افراد خالصی که الان دارد خدمت می‌کند. یادم هست 5 سال پیش، این نکته را گفته بود ولی اصلا با واقعیات آن روز تطبیق نداشت. او از تاریخ تشیع می‌گفت و این که در تاریخ بعد از گذر از دوران مختلف، دوران خاصی هست که مؤمنین خودشان را باید برای آن آماده کنند.

البته الان که در نگاه کلان‌تری نگاه می‌کنیم، تطبیق داشت.

ولی گویا اصل حرف آن روز برای امروز باشد!


 موقف تردید در حرکت...


این موقف از تهدیدات درونی محسوب می‌شود.

یعنی تهدیداتی که از درون یک «جامعه الهی» را دچار سایش می‌کند. در حالیکه سالم بود و قبل از آن داشت کارش را درست انجام می‌داد.

این که بعد از یک دوران کوتاه، برای فردی، این تصور پدید بیاید که ما داریم اشتباه می‌رویم و این را باید همه بدانند.


شاید یک روزی به خاطر بسیط بودن افکار، و غلبه احساس، این تهدید صرفا شکل پژمردگی داشته باشد یعنی صرفا ترس نسبت به این که نکند ما داریم اشتباه می‌رویم. و چه شد؟ مگر ما قرار نبود یک سمت دیگر برویم. در انقلاب مثل زمانی که آتش‌بس انجام شد و امام توقف جنگ را صادر کردند. همه انقلابیون ماندند که چه شد. یا ...


اما تردید عمومی، اگر ریشه‌ای دیگر داشته باشد خطرناک‌تر است. آن هم زمانی که دستگاه محاسباتی دچار آسیب و کجی شود. برای این که هیچ وقت یک آینه منحنی نمی‌تواند وقایع را درست نشان بدهد. وقتی شیوه استدلال، و دستگاه استدلال آسیب دید. اگر مسائلی از جنس شایعات و تکرار، ذهن را از صاف‌بودن خودش خارج کرد، این فکر دیگر جنس پژمردگی به خود نمی‌گیرد. می‌رود تا درو کند و کسی را باقی نگذارد.

دست‌زدن به هر وسیله‌ای برای اثبات یک باورِ نه لزوما واقعی، آفتی است که خود به خود ذهنی که دچار تغییر ساخت فکری شده است به آن دچار می‌شود.

هم «ماده» و هم «صورت» استدلال ضربه و آسیب می‌بیند. قواعد منطق که «صورت استدلال» هستند، جای خود را به استقراهای عجیب، فردگرایی و خودبنیادی و دیرباوری نسبت به حقایق بین می‌دهند.

و «ماده» که منظور، همان مواد خام استدلال هستند که باید از محتویات حق و به دور از اغراض باشد، به جبهه‌بندی و مقابله با مظاهر و مصادیق حق آلوده می‌شود.


تبدیل و دگرگونی دستگاه محاسباتی، این‌جا عامل تردید است.

بدترین آسیبی که می‌تواند گریبان یک جامعه را بگیرد.



جامعه حضرت علی علیه السلام دچار این مسئله شد و در جایی که عناصر تبیین‌کننده امام از دنیا رفته بودند. این آسیب جدی شد. یعنی عماری نبود. کسی نبود که خط ولی را به جامعه بیاورد و ذهن‌ها را به سمت او هم‌سو کند.

شقاق پدید آمد و خیل عظیمی از صف جداشوندگان که مستقیم نبودند، اشتباه کردند، و از اشتباه اول به اشتباه دوم و سوم افتادند، هیچ کسی هم یارای مقابله با آن را نداشت مگر خود ولی الهی...



شبکه‌ی مؤمن مقاومی دربرابر موج‌های یأس، ناامیدی و تردید لازم است.

که خط ولی را به جامعه بیاورد و قلب‌ها را به سمت نشانه‌های او هم‌سو کند.

# امروز

# جامعه سازی

# دستگاه تحلیلی

# شناخت

۰ ۱۹ فروردين ۹۷ ، ۰۲:۳۰
صلوات

«سفیران قدرت نرم» آن کسانی هستند که ریشه‌های کفر و نفاق را از بُن می‌سوزانند!

# امروز

# بصیرت

# فرهنگ‌سازی پنهان

۰ ۲۴ خرداد ۹۶ ، ۲۲:۰۱
صلوات