صدرِ اعظـــــــــــــم

کاش این عزیز هم نظری هم به ما کند!

صدرِ اعظـــــــــــــم

کاش این عزیز هم نظری هم به ما کند!

صدرِ اعظـــــــــــــم

تویی بهانه ‌ام اما بهانه‌ای که ندارم
گذاشتم سر خود را به شانه‌ای که ندارم
تمام عمر کشاندی مرا به سوی نگاهت
تمام عمر به سویِ نشانه‌ای که ندارم
زِ رقعه

آخرین نظرات
  • ۱۲ خرداد ۹۸، ۱۹:۳۷ - مهدی . ح
    احسنت
پیوندهای روزانه

۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شناخت» ثبت شده است

بسم الله الرحمن الرحیم
تصور ما از منافقین به کسانی محدود شده است که تفنگ به دست گرفته‌اند و با یهود و سعودی آشکارا دست می‌دهند. در کشور راه می‌روند و چندهزار نفر از مردم مسلمان را فقط به علت این که مسلمان هستند، شهید می‌کنند!

در صورتی که زمانی بود که از اسلام تا حدی اسم و ظواهرش را استفاده می‌کردند تا نظر مردم را جلب کنند ولی تفکرات الحادی مارکسیستی را ترویج می‌کردند. و در این میان عده‌ای را با شعارهای فریبنده با خود همراه می‌کردند.

به همین دلیل، در این زمان که رفتارهای مزوّرانه‌ی آن‌ها با دقت قابل تشخیص است ولی بر عموم جوان‌ها و مردم روشن نیست، مصداق منافقین هستند.

ولی وقتی کسی صف را جدا می‌کند و برای همه روشن است که او چه مسیر مشخصی را علیه مردم دارد پیگیری می‌کند دیگر اسم او منافق نیست! آدم کشی و هفت‌تیر کشی او مسلم است؛ این زمان «همه می‌فهمند» که این‌ها مفسدین فی الارض هستند!

منافقین به معنای اتم و اکمل خود، عواملی هستند که وقتی می‌گویند ایمان بیاورید؛ مؤمنین را سفیه و بی‌عقل و یا بی‌شناسنامه می‌نامند و با کفار سر دوستی دارند. در علن نام رسول الله از دهان ایشان نمی‌افتد ولی دروغ می‌گویند. می‌گویند ما با شما هستیم و داریم اصلاح می‌کنیم ولی در واقع دارند افساد می‌کنند.

منافقین کسانی نیستند که ظاهر را هم رعایت نمی‌کنند و خارج از حاکمیت اسلامی هستند.
بلکه منافقین در داخل حاکمیت اسلامی معنا پیدا می‌کنند.
یعنی داخل مردم، ظاهر قابل توجهی دارند. اسم امام را می‌آورند ولی با امام حرکت نمی‌کنند. و عمده‌ی مردم متوجه تفاوت آن‌ها با جریان حق نمی‌شوند.

کسانی که تفنگ را به شکل آشکار به دست می‌گیرند و شمشیر از رو می‌بندند؛ مرزهای نفاق را گذرانده‌اند و صف خود را جدا کرده‌اند؛ مشاقه‌کننده یا فاسق هستند.

***
در پیشانی سوره‌ی مبارکه‌ی منافقون که خداوند، خطر منافقان را گوشزد و راه و روش آن‌ها را معرفی می‌کند، نشانه‌ی اولیه‌ی منافقان را انتساب خود به رسول خدا و اظهار ولایت نسبت به مقام عظمی رسول خدا می‌داند! در حالی که در همان آیه‌ی ابتدایی خدا شهادت می‌دهد که این‌ها دروغ می‌گویند!

کم هستند کسانی که بتوانند مانند رسول خدا به نعمت الهی، از روی لحن افراد، حقیقت جریانی آن‌ها را بشناسند. پس نشانه‌های این افراد چیست؟ این‌ها نشانه‌های عملی دارند.

و آن «اظهار ولایت به خود رسول خدا و اظهار دشمنی عملی نسبت به مؤمنین ایشان، که شئون رسول الله هستند» است.
در واقع چون نمی‌توانند خود ولایت را بزنند اطرافیان و مؤمنین به ایشان را می‌زنند.

یکی از کارهایی که منافقین در گفت‌وگوهای میان خودشان به آن امر می‌کنند، امر به بازتنظیم روابط اقتصادیِ تیم یا باند خودشان با نظام است؛ می‌گویند به افرادی که اطراف رسول الهی هستند و به محوریت او قوام یافته‌اند، کمک نکنید؛ پول خود را به سمت نیازهای جدّی و واقعی آن‌ها سرریز نکنید. و اگر می‌کنید رشته‌ی کار طوری باشد که با عزت‌ها سر کار باشند نه ذلیلان و این افرادی که سفیه هستند!
کاری کنید که به آن‌ها فشار بیاید تا پراکنده شوند.
کسانی که ولایت‌مدار هستند باید آسیب ببینند.
در دیدارهای آشکار، اظهار دوستی با ولایت می‌کنند ولی در عمل به تبعیّت‌کنندگان ایشان ضربه می‌زنند. این روی واقعی آن‌هاست.

مصداقی از این عنوان کلی، حرکت آگاهانه‌ی جریانی آن جریان برای خودتحریمی است. تلاش برای خود تحریمی، در حالی که خود آن جریان، شریان‌های حسّاس اقتصادی را به دست گرفته‌اند. این حکم‌های غیرعقلانی برای پیوستن به دامان اروپایی‌ها تنها برای این که در دامان اروپایی‌ها باشیم، چه معنایی می‌تواند داشته باشد؟

چیزهایی شبیه این که بیایید برویم ذیل این طرح یا آن طرح، تا اقتصاد بهتری داشته باشیم! چه اشکالی دارد؟ بیایید شفاف کنیم. بیایید اقتصاد خودمان را و حساب تک تک افراد و نهادهای خودمان را در سامانه‌های این‌ها قرار دهیم تا به ما نگاهی کنند.
این چه معنایی می‌تواند داشته باشد؟ این با اظهار ولایت‌مداری می‌سازد؟

در حالی که الان مبادلات اقتصادی خود را در حوزه‌ی غذا و دارو با همه‌ی کشورها و حتی صنایع مختلف داریم. نفت را هم که داریم می‌فروشیم و در این کار آبدیده هستیم. پس مشکل چیست؟ باید با کدخدا ببندیم؟! به قول کسانی با کسانی که بدون دستور کدخدا کاری نمی‌کنند، ببندیم؟!

پس چرا حرف و عمل ایشان فرق دارد؟ چرا امروز وقتی امریکایی‌ها ثابت کردند که استدلال‌های آن‌ها غلط بوده و امریکا قابل اعتماد نیست؟ دوباره روی اروپایی‌ها تأکید می‌کنند؟

باید از خودمان بپرسیم، آیا ادعای «قبول هزینه - یا بخوانید خودترحیمی - برای اقتصاد بهتر» راست است؟
اگر راست باشد؛ همان‌طور که در مسئله‌ی هسته‌ای ابتدای دهه‌ی 80 چند سال به صورت داوطلبانه و از سال 92-97 یعنی چهار پنج‌سال، اقتصاد را به این موضوع گره‌زدند. هسته‌ای را به سمت خودترحیمی داوطلبانه بردند.
همان‌طور که آن زمان در بیان رهبر جامعه مشخص بود که هیچ عایدی نخواهد داشت؛ هیچ چیزی عاید نشد. تقریبا هیچ. و الان هم مشخص شده است که هیچ چیزی عاید ایران نشده است و حتی اروپایی‌ها هم یازده تعهد خود را عمل نکرده‌اند. جز خسارتی محض نبوده است؛ چرا که طرف نه تنها همه‌ی تحریم‌ها را - آن‌چنان که ادعا می‌شد و وعده داده می‌شد - برنداشته بلکه تحریم‌های جدید هم می‌گذارد! اگر راست باشد، این همه تضاد و تناقض به وجود خواهد آمد. مگر این که منطق را هم کنار بگذاریم.

غرض این که رفتن به سمت خودتحریمی راهی است که همه‌ی حرکت‌ها و فعالیت‌های مجاهدانه‌ی اقتصادیِ نهادهای نظام را برای دشمن آشکار می‌کند. و راه را برای تفسیر و تأویل نسبت به این که شما دارید از تروریست‌ها (با تعریف خودشان «1») حمایت می‌کنید؛ باز می‌کند. که یا نهادهای مربوط را تحریم می‌کنید یا این که نهادهای دیگر شما را تحریم می‌کنیم. این چه چیزی جز منع جریان‌های حیاتی جامعه دارد؟

در حالی که نه می‌توانیم از حمایت از مظلوم علیه ظالم چشم‌پوشی کنیم.
و نه می‌توانیم از نهادهایی که بیشترین خدمت را در این سال‌ها به انقلاب کرده‌اند و زندگی مردم را راحت کرده‌اند چشم‌پوشی کنیم.

این فرآیند، فرآیند منع جریان‌های اقتصادی به سمت مؤمنین است.

استدلال‌ها مشابه است و مسائل، چه در قرآن و چه در میدان، روشن شده است.

و چه بهتر که وقتی در آخر دچار ابهام می‌شویم؛ به ابتدای آن نظر کنیم.


پاورقی:
1) هم‌چون حزب الله لبنان! یا اساتید دانشگاهی که برای ساخت تجهیزات دفاعی مثل موشک در کشور فعالیت می‌کنند.

# تجربه تاریخی

# شناخت

۰ ۳۰ تیر ۹۸ ، ۱۰:۴۰
صلوات

بسم الله الرحمن الرحیم

آیا با دیدن یک یا دو خبر ناامید کننده می‌توانیم یک نسبت کلی و عمومی به همه بدهیم؟

آیا در تحلیل اتفاقات داخل یک جامعه‌ی اسلامی نقش افراد و میزان خدمت افراد یکسان است؟

آیا در تحلیل رفتار افراد، تحلیلِ فردی می‌تواند ما را به نقطه‌ی قابل اتکایی برای عمل برساند؟

***

گاهی اوقات اشتباه از ناحیه‌ی خود ماست. و اگر انتخاب درست‌تر و با دقت‌تری داشتیم بعضی مشکلات رقم نمی‌خورد.

ولی اگر از این هم بگذریم، یک زاویه‌ی مهم‌تری هست که ما توجه نمی‌کنیم.


این که دوران مکه با مدینه تفاوت‌های فراوان و جدی دارد.

دوران مبارزات طاغوت جمعیت‌های مؤمنین پراکنده است. به راحتی نمی‌توانند با هم ارتباط بگیرند و تحت فشار و اعمالِ سخت‌ترین شکنجه‌ها هستند. یا در تبعید و یا در شکنجه و یا تحت فشارهای مختلف قرار می‌گیرند. در این شرایط مناسبات یک جور شکل می‌گیرد.

در دوران پس از انقلاب، جمعیت‌های مالامال از اطراف و اکناف ایران برای زیارات مشاهد مشرفه حاضر می‌شوند. در ماه‌های محرم و صفر یک جور، در دوران شادی ائمه به سرور، و در ماه مبارک رمضان طوری دیگر در اعتکاف‌ها و مراسمات شرکت می‌کنند. و زمانی که مناسبات تقویمی دین در متن کارهای مردم قرار می‌گیرد؛ مناسبات شکل دیگری است. آسیب‌ها شکل دیگری دارند.


آسیب‌های دوران مکه، از جنس تقابل کفر و ایمان، ایمان به دنیا و آخرت، ایمان به خدا و پیامبر، صبر و استقامت مقابل ظلم و استضعاف و مبارزه‌ای برای جلوگیری از نابودی «هر» جلوه‌ای از حق و حقیقت دنبال می‌شود. و مؤلفه‌های دینی به شکل جمع و جور خودش را نشان می‌دهد.


ولی در دوران مدینه شرایط فرق می‌کند. بروز و جلوه‌های حق و قسط عمومی می‌شود. انفاق جایگاه ویژه‌ای پیدا می‌کند. جهاد به معنای قتال متن حرکت‌ها قرار می‌گیرد. صف‌بندی‌های مؤمنین و کفارِ خارج از مرزها آشکار است. دورانی که زینت دنیا و آخرت سبب فتنه و بروز عوامل گوناگون می‌شود. تکالیف جلوه‌های مختلف پیدا می‌کنند. این که چقدر قسط اقامه شود به حضور همه‌ی افراد با هم مرتبط است. این که چقدر قیام کنند به قسط در معنای اجتماعی آن. جایگاه امامت به جلوه‌های جدیدتری خودش را نشان می‌دهد. این مسیر دنباله‌ی قطعی دوران مکه است.


دورانی که عده‌ای با جریان حق کنار نمی‌آیند اما ظاهر را حفظ می‌کنند.

ارتباطات خودشان را حفظ می‌کنند.

خط خبری خودشان را به شکل واضح در جامعه طرح می‌کنند.

از هر موقعیتی برای کارشکنی و تابوشکنی بهره می‌برند.

مؤمنین و نبی را اذیت می‌کنند.

در ترویج فساد و بی‌بندوباری برنامه دارند.

به تحریف اصول اصلی انقلاب دست می‌زنند.

با جریان خارج از مرزهای انقلاب ارتباط برقرار می‌کنند و قول و قرار دارند.

می‌گویند به افراد دور رسول جامعه انفاق نکنید تا وقتی که پراکنده‌شوند.

و نیز در هر فتنه‌ای نقش ایفا می‌کنند و به عبارتی با سر در فتنه‌ها فرو می‌روند.

ولی

همچنان نام مقام معظم رهبری و در اصل شهادت به رسول الله بودنِ فرستاده‌ی خدا از دهانشان نمی‌افتد که همه فکر دیگری درباره‌شان نمی‌کنند.

ولی در واقع جز دروغ نمی‌گویند. (و الله یشهد انّ ...)

طبیعتا مناسبات این دوران فرق دارد.


اگر در دوران مکه تبعیت از خدا و انکار رسالت مسئله است.

در مدینه ولی بی‌تفاوتی به حدود الله و رسول مسئله است.


حتی رسالت رسول، هم مورد اتفاق است.

ولی سنگر مبارزات روی اذیت و آزار، ایجاد هزینه برای تقدم و تأخر در امر الهی؛ ایجاد خطوط خبری دروغ، دامن‌زدن و ایجاد شرایط ابهام و فتنه، و اعمال فشار به نبی جامعه پس از ایجاد فتنه‌ها و دنیاطلبی و اشرافی‌گری است.


جریان مؤمن جریانی است که سعی در حرکت و ایفای نقش در امر الهی و امر رسول دارد. و اگر لغزشی کند یا ضعفی داشته باشد، با استغفار و توبه مسیر را اصلاح می‌کند.

ولی جریان دیگر این گونه نیست. جریان دیگر اگر توبه هم کند، رسول الله هم برایشان استغفار کند؛ هفتاد بار هم باشد؛ گناهشان پاک نمی‌شود.

حتی اگر خدا و رسول از گروهی از آن‌ها درگذرند؛ گروه دیگری از آن‌ها در همین دنیا مستحق عذاب و چشیدن عذاب هستند.



وقتی شرایط پیچیده می‌شود، آخر را باید به اول شناخت.


مناسبات مکه و مدینه تفاوت دارد.

باید دید یک اتفاق دامنه‌ی عمل کدام جریان است.


ما در دوران حاکمیت اسلامی هستیم ولی اگر هم‌چنان در مناسبات قبلی بمانیم و حساب همه را به حساب هم‌دیگر واریز کنیم؛ نمی‌توانیم وقایع را درست تحلیل کنیم.


نوشت: از خدا تحلیل درست و بصیرت، عمل به دانسته‌ها و صبر، و علم به مواضع حق و نیز تقوا می‌طلبیم.

# امروز

# دستگاه تحلیلی

# دعا

# شناخت

۰ ۲۱ اسفند ۹۷ ، ۰۶:۴۲
صلوات

بسم الله الرحمن الرحیم

علت دشمنی نظام سلطه با ایران اسلامی چیست؟


علّت دشمنی ماهیت این حرکت عظیم است.

علّت دشمنی، شجاعت و فداکاری ملّت ایران است.

فداکاری ملّت ایران است.

علّت دشمنی، پایبندی جمهوری اسلامی به مبانی اصلی انقلاب است که این پایبندی تا امروز به طور کامل محفوظ مانده است.

علّت دشمنی، این است که جمهوری اسلامی دارد نشان می‌دهد که یک تمدّنی در حال رشد و بالندگی است که اگر به توفیق الهی و به کمک الهی به نتایج خودش برسد، بساط ظلم و استکبار و استعمار دولت‌های غربی برچیده خواهد شد.

علّت دشمنی این‌هاست.

# شناخت

۱ ۰۵ بهمن ۹۷ ، ۰۹:۱۳
صلوات

بسم الله الرحمن الرحیم

حداقل فهمیدیم کسی که بر همه‌ی امور غالب است، خودش خیرخواه است.


پ.ن: شکر خدا باز...

# شناخت

۰ ۱۷ آبان ۹۷ ، ۱۳:۴۴
صلوات

بسم الله الرحمن الرحیم

به موقف سوم انقلاب رسیده‌ایم.

آفرین به یکی از افراد خالصی که الان دارد خدمت می‌کند. یادم هست 5 سال پیش، این نکته را گفته بود ولی اصلا با واقعیات آن روز تطبیق نداشت. او از تاریخ تشیع می‌گفت و این که در تاریخ بعد از گذر از دوران مختلف، دوران خاصی هست که مؤمنین خودشان را باید برای آن آماده کنند.

البته الان که در نگاه کلان‌تری نگاه می‌کنیم، تطبیق داشت.

ولی گویا اصل حرف آن روز برای امروز باشد!


 موقف تردید در حرکت...


این موقف از تهدیدات درونی محسوب می‌شود.

یعنی تهدیداتی که از درون یک «جامعه الهی» را دچار سایش می‌کند. در حالیکه سالم بود و قبل از آن داشت کارش را درست انجام می‌داد.

این که بعد از یک دوران کوتاه، برای فردی، این تصور پدید بیاید که ما داریم اشتباه می‌رویم و این را باید همه بدانند.


شاید یک روزی به خاطر بسیط بودن افکار، و غلبه احساس، این تهدید صرفا شکل پژمردگی داشته باشد یعنی صرفا ترس نسبت به این که نکند ما داریم اشتباه می‌رویم. و چه شد؟ مگر ما قرار نبود یک سمت دیگر برویم. در انقلاب مثل زمانی که آتش‌بس انجام شد و امام توقف جنگ را صادر کردند. همه انقلابیون ماندند که چه شد. یا ...


اما تردید عمومی، اگر ریشه‌ای دیگر داشته باشد خطرناک‌تر است. آن هم زمانی که دستگاه محاسباتی دچار آسیب و کجی شود. برای این که هیچ وقت یک آینه منحنی نمی‌تواند وقایع را درست نشان بدهد. وقتی شیوه استدلال، و دستگاه استدلال آسیب دید. اگر مسائلی از جنس شایعات و تکرار، ذهن را از صاف‌بودن خودش خارج کرد، این فکر دیگر جنس پژمردگی به خود نمی‌گیرد. می‌رود تا درو کند و کسی را باقی نگذارد.

دست‌زدن به هر وسیله‌ای برای اثبات یک باورِ نه لزوما واقعی، آفتی است که خود به خود ذهنی که دچار تغییر ساخت فکری شده است به آن دچار می‌شود.

هم «ماده» و هم «صورت» استدلال ضربه و آسیب می‌بیند. قواعد منطق که «صورت استدلال» هستند، جای خود را به استقراهای عجیب، فردگرایی و خودبنیادی و دیرباوری نسبت به حقایق بین می‌دهند.

و «ماده» که منظور، همان مواد خام استدلال هستند که باید از محتویات حق و به دور از اغراض باشد، به جبهه‌بندی و مقابله با مظاهر و مصادیق حق آلوده می‌شود.


تبدیل و دگرگونی دستگاه محاسباتی، این‌جا عامل تردید است.

بدترین آسیبی که می‌تواند گریبان یک جامعه را بگیرد.



جامعه حضرت علی علیه السلام دچار این مسئله شد و در جایی که عناصر تبیین‌کننده امام از دنیا رفته بودند. این آسیب جدی شد. یعنی عماری نبود. کسی نبود که خط ولی را به جامعه بیاورد و ذهن‌ها را به سمت او هم‌سو کند.

شقاق پدید آمد و خیل عظیمی از صف جداشوندگان که مستقیم نبودند، اشتباه کردند، و از اشتباه اول به اشتباه دوم و سوم افتادند، هیچ کسی هم یارای مقابله با آن را نداشت مگر خود ولی الهی...



شبکه‌ی مؤمن مقاومی دربرابر موج‌های یأس، ناامیدی و تردید لازم است.

که خط ولی را به جامعه بیاورد و قلب‌ها را به سمت نشانه‌های او هم‌سو کند.

# امروز

# جامعه سازی

# دستگاه تحلیلی

# شناخت

۰ ۱۹ فروردين ۹۷ ، ۰۲:۳۰
صلوات

«دو قطبی» بساز

حکومت کن.

# بصیرت

# تبلیغات

# شناخت

۰ ۲۶ فروردين ۹۶ ، ۰۸:۴۴
صلوات

رویکرد انتقادی لازم هست. اما کافی نیست.

چرا؟!!!
شما اولین حرفی که می‌شنوی. حرفی است که می‌پذیری و براساس آن باورهای خودت را شکل می‌دهی. مگر این که قبل از آن مخالفش را شنیده باشی. حتی یک جمله هم شنیده باشی، مؤثر است!
مثل واکسن. آدم تا واکسینه نشده نسبت به بعضی بیماری‌ها موضع دفاعی ندارد و حتی آن را جذب می‌کند. ولی پس از واکسینه شدن نسبت به آن‌ها موضع تهاجمی و دفاعی به خود می‌گیرد.

شاید بارها شده باشد که وقتی حرف جدیدی می‌شنویم، چک می‌کنیم که آیا با حرف‌هایی که تا الان شنیده ایم تناقض و تضادی دارد؟ اگر نداشته باشد جای خودش را پیدا می‌کند و مسالمت‌آمیز کنار بقیه شناخت‌ها می‌نشیند. هیچ مشکلی هم درون آدم اتفاق نمی‌افتد. ولی اگر داشته باشد؛ دیگر معرفت یقینی به حساب نمی‌آید! سؤالی می‌شود که باید بعدا از یکی بپرسم!

نشانه اولی این است که بعد از چند روز اگر بحثی رخ بدهد همین حرف‌هاست که وی بازتکرار می‌کند و به عنوان مصالح استدلالش، از آن‌ها بهره می‌برد. ولی دومی حداقل می‌گوید مطمئن نیستم؛ بگذار ببینم...!

# شناخت

۵ ۱۶ آذر ۹۳ ، ۰۹:۳۸
صلوات