صدرِ اعظـــــــــــــم

کاش این عزیز هم نظری هم به ما کند!

صدرِ اعظـــــــــــــم

کاش این عزیز هم نظری هم به ما کند!

صدرِ اعظـــــــــــــم

تویی بهانه ‌ام اما بهانه‌ای که ندارم
گذاشتم سر خود را به شانه‌ای که ندارم
تمام عمر کشاندی مرا به سوی نگاهت
تمام عمر به سویِ نشانه‌ای که ندارم
زِ رقعه

پیوندهای روزانه

۶۲ مطلب با موضوع «نوشتــک» ثبت شده است

به راحتی می‌شود با لباس پیامبر به جنگ پیامبر رفت.
چطور؟!
کافیست فقط شارلاتان باشی! همین.


یک سؤال...

مگر نرفتند؟

# امتحان

# امروز

۰ ۲۵ شهریور ۹۶ ، ۰۷:۰۴
محمدحسن گل محمدیان

اگر ما دیدیم رفتار ما جوری است که دشمنان دین، دشمنان اسلام، دشمنان حاکمیّت قرآن نسبت به ما خشمگین نیستند و از وجود ما ناراحت نیستند، باید در مفید بودن خودمان شک کنیم.

96/06/06

پ.ن: بی‌دلیل نیست بعضی‌ها که مفید بودند و هستند، دیگر الان مفید نیستند!

# امروز

# بصیرت

۱ ۱۳ شهریور ۹۶ ، ۰۲:۳۷
محمدحسن گل محمدیان
برای توجیه کردن کارهای خود چهار کار پیشنهاد می‌شود:
1- کلمه مقام معظم رهبری را مدام تکرار کن ولی خلافش عمل کن.
2- به عمامه متوسل شو و لبخند بزن.
3- هر ضدارزشی را خوب و قابل تجربه و آزاداندیشی جلوه بده و هر پابندی به ارزش‌های اسلامی و عقلی را بی‌اهمیت و بی‌مقدار معرفی کن.
4- مسئله فرعی درست کن.

# امروز

# بصیرت

# تبلیغات

۰ ۱۰ شهریور ۹۶ ، ۱۶:۴۰
محمدحسن گل محمدیان
این که همه تو را بستایند و دلشان غم تو داشته باشد. یعنی «محبت» تو در «دل‌ها» جاگیر شده است.
این یعنی...
دست تو باز است.
به خصوص وقتی که شهید شده باشی.
صدای ما به تو می‌رسد؟!


+ شهید محسن حججی
+ گفته‌اند علاقه به کار فرهنگی داشته‌ای، درست است؟!
+ هنوز رسالتت تمام نشده.
+ اجازه بگیر، دست به کار شو پسر.

# شهید

۰ ۲۲ مرداد ۹۶ ، ۰۱:۳۱
محمدحسن گل محمدیان

روبه‌روی یک سری خارجی به عنوان پاسدارِ شرفِ ملی، قسم بخوری... بعدش مقابل نگاه این همه بیگانه، به چندتا ایرانی تیکه بیندازی!

# امروز

# تبلیغات

۰ ۱۴ مرداد ۹۶ ، ۱۸:۱۱
محمدحسن گل محمدیان

پروردگارا ما را در همه امتحان‌ها و پروژه‌ها موفق کن.

# امتحان

# دعا

۲ ۲۹ تیر ۹۶ ، ۰۳:۵۸
محمدحسن گل محمدیان

وقتی می‌روی سر امتحان...

20 دقیقه می‌گذرد ولی استاد نمی‌آید!

تصمیم می‌گیری طبق یک قاعده آموزشی کلاس را ترک کنی.

چقدر خوشحال می‌شوی؟!


و همه با هم کلاس را ترک می‌کنید...

# استاد

# امتحان

# دانشگاه

۰ ۱۰ تیر ۹۶ ، ۰۴:۵۹
محمدحسن گل محمدیان

«سفیران قدرت نرم» آن کسانی هستند که ریشه‌های کفر و نفاق را از بُن می‌سوزانند!

# امروز

# بصیرت

# فرهنگ‌سازی پنهان

۰ ۲۴ خرداد ۹۶ ، ۲۲:۰۱
محمدحسن گل محمدیان

بعضی اوقات به این فکر می‌افتم که آدم باید نسبت به وقایع دنیا دستش را بگذارد جیبش و از کنار خیابان آن چشم به راه قدم بزند.

شاید باید دوید.

# بی‌برچسب

۰ ۱۲ خرداد ۹۶ ، ۱۶:۳۹
محمدحسن گل محمدیان

بسم الله الرحمن الرحیم

گفت دیشب روی تخت هر چیزی بگویی به فکرم خطور کرد.

این را بعد از این گفت که حدود 7، 8 دقیقه توی اتاق استاد صحبت می‌کرد؛ روی نیمکت فضای سبز دانشگاه.

***

می‌گفت خیلی بد شده‌ام! از سال چهارم این درس را خوانده‌ام. اصلا آینده‌ام را روی همین بسته‌ام. خیلی بد تصحیح کرده است. بیست می‌شدم!

خیلی توی خودش بود و دَرهم و بَرهم...

گفتم چند شدی؟ همین طور که از پله‌های دانشکده پایین می‌آمدیم این را پرسیدم. گفت 15! آن یکی را هم 15 شدم. آن یکی درس را هم که هنوز استاد رد نکرده است. حدود 10، 15 دقیقه درباره این درس و مطالبش صحبت رد و بدل شد.

گفت بسته بودم بروم فلان دانشگاه سوئیس. الان دیگر معلوم نیست بتوانم بروم. دیگر جای من این جا نیست. بعد از روحانی دیگر بستم که بروم. خدمت کنم به کسی که ...؟ الان هم اگر همه دروس را تا آخر ارشد 20 هم بگیرم معلوم نیست بتوانم بروم.

گفت دیشب روی تخت هر چیزی بگویی به فکرم خطور کرد، حتی *و*ک*ی!

این‌جا اصلا به فکر آدم نیستند! الان این‌جا کشور اسلامی است؟ می‌روی آن‌جا هم زندگی‌ات را داری. این‌قدر هزار دلار بهت می‌دهند که نصفش اضافه می‌ماند. هم مسلمان‌تر هستند. برایم چند تا استاد مسلمان از هیئت علمی دانشگاه ETH سوئیس را تعریف می‌کرد. و بزرگ‌بودن دانشکده ریاضی آن‌جا و ...

گفتم بحث فایده نداره. تو یکی برو، [فقط نمون].

گفت باید بروم، کلاسم شروع شده.

درحالی‌که برمی‌گشتیم به سمت دانشکده گفتم: «حاجی هر وقت تصمیم گرفتی خودت رو پرت کنی بگو بیام از چند جهت فیلم‌برداری کنم!».

خندید و رفت.


# دانشگاه

# دوست

۰ ۰۸ خرداد ۹۶ ، ۲۲:۲۱
محمدحسن گل محمدیان