صدرِ اعظـــــــــــــم

کاش این عزیز هم نظری هم به ما کند!

صدرِ اعظـــــــــــــم

کاش این عزیز هم نظری هم به ما کند!

صدرِ اعظـــــــــــــم

تویی بهانه ‌ام اما بهانه‌ای که ندارم
گذاشتم سر خود را به شانه‌ای که ندارم
تمام عمر کشاندی مرا به سوی نگاهت
تمام عمر به سویِ نشانه‌ای که ندارم
زِ رقعه

آخرین نظرات
  • ۱۲ خرداد ۹۸، ۱۹:۳۷ - مهدی . ح
    احسنت
پیوندهای روزانه

۴۲ مطلب با موضوع «مهمات» ثبت شده است

بسم الله الرحمن الرحیم

مجموعه‌های فرهنگی ایمانی انقلابی، غالباً برای حل مشکلات نظام و حفره‌های آن شروع و ادامه می‌یابند.

ولی آفت بزرگ این مجموعه‌ها سوار شدن روی سیستم خود و دست‌ها را طوری حائل کردن است که کسی تقلب نکند یا کسی مشابه‌کاری نکند یا کسی کنار ما در نیاید. یعنی کسی با کسی کار نمی‌کند مگر اندازه‌ی خودش یا بزرگ‌تر از خودش باشد. یا رابطه‌ای وجود داشته باشد.

 

این یک آسیب بزرگ ماست. شاید به هم‌دیگر اعتماد نداریم. این هست.

شاید فرد دیگری را لایق این نمی‌دانیم که درباره‌ی نظام کار به خصوصی انجام بدهد! این خیلی خطرناک است.

 

در هر صورت با این که تعدّد مجموعه‌ها با توجه به تعدد مخاطب صرفاً مسئله‌ی بدی شاید نباشد.

ولی این که مجموعه‌های مؤمن در ارتباط‌ها و پروتوکل‌های ارتباطی با هم، بسیار سخت‌ارتباط هستند؛ و به این راحتی دو مجموعه با هم بر کاری متفق نمی‌شوند این بسیار امر سخت و ناگواری است.

# از خودمان شروع کنیم

# امروز

# تشکیلات

# تمدن سازی

۰ ۲۹ شهریور ۹۸ ، ۱۱:۰۵
صلوات

بسم الله الرحمن الرحیم

یاأیها النبی

حرض المؤمنین علی القتال

إن یکن منکم عشرون صابرون یغلبوا مأتین

و إن یکن منکم مائة یغلبوا ألفا من الذین کفروا

بأنهم قوم لا یفقهون

 

سؤالی که به وجود می‌آید این است که درباره‌ی قیام توابین، چرا این آیه جاری نشد و غالب نشدند.

با این که همه شهید شدند با این حال در جریان عاشورا حرکتی را در تاریخ جاری نساختند؟

نکاتی به ذهن می‌رسد که خود را به خدا پناه می‌دهیم.

 

از شرایطی که از آیه‌ی بالا می‌توان استخراج کرد یکی نفهمیدن کفار است. و در مقابل فقه مؤمنان.

صددرصد نباید به دنبال دنیا در برابر آخرت بود.

بلکه آخرت از میان دنیا می‌گذرد.

و امر مولا گاهی از میان برخی از امور دنیایی می‌گذرد.

یکی از این‌ها امکان در ارض است. اگر امکان در زمین نباشد چگونه می‌توان دین را و حدود الهی را اقامه نمود.

بلکه امکان در ارض هم تابع شرایط است.

یعنی گاهی وظیفه رفتن به سمت تشکیل حکومت در کوتاه مدت است. گاهی شرایط نیست و حرکت در میان‌مدت و بلندمدت طراحی می‌شود. و مبارزه‌ی حاد تشکیلاتی جهت امری مشخص یا پنهان در دستور کار قرار می‌گیرد.

هم‌چنین، بازی‌نخوردن و در زمین دشمن بازی نکردن است. دیدن این که چه اتفاقی دارد در صحنه می‌افتد و تصمیم درست.

این‌ها باید به یک فهم زنده کمک کند. فهمی که در عمل خودش را نشان بدهد.

 

در زمان امام حسن علیه السلام، به تعبیر حضرت آیت الله خامنه‌ای، امام حسن علیه السلام حکومت را به نهضت تبدیل کردند. یعنی یک بازگشت تاکتیکی. برای این که اگر ادامه می‌دادند، با وجود شدت نفاق بنی امیه همه‌ی مؤمنین در هم کوبیده می‌شدند. و پناه بر خدا یاران صادق و مصدق از میان می‌رفتند طوری که قابلیت ادامه‌ی حیات اسلام از بین می‌رفت.

به همین دلیل به دلیل قلت یاران فهمیده و صبور بر امور صعب، این امر دائر بر این اقدام شد.

 

در زمان امام حسین علیه السلام نیز همان امر 10 سال دیگر ادامه پیدا کرد. تا این که نفاق و دورویی بنی امیه به کفر عملی و آشکار تبدیل شد. و مسیر حکومت به سمت فسق علنی و حاکم و امام کفر ظاهر رفت. در این صورت برنامه‌ی امام نیز تغییر نمود. و با نامه‌ی کوفیان، حرکت به سمت امر به معروف و نهی از منکر با جمعیتی بیشتر و بزرگ‌تر ادامه یافت. تا این که می‌توانست به یک حاکمیت بزرگ شیعی تبدیل شود.

اما می‌بینیم که خوف و ترس و هم‌چنین عدم درک درست مسائل، همچون عدم اطاعت از فرستاده‌ی امام جاری است.

***

دوم این که آیا قیام توابین به امر امام زمان (علیه السلام) بود؟

یعنی در ادامه‌ی یک تحریض و تشویقی بود که به شأن پیامبر متصل است؟

شاید ما درک دقیقی نداریم از این موضوع که اگر یک حرکت به امام متصل بشود چه اثر بزرگی پیدا می‌کند. چقدر در رسیدن سریع می‌شود.

اما اگر از غیر مجرا جلو برود، بسیار هزینه می‌شود و به نتیجه کمتری خواهد رسید.

 

هما امامان قاما او قعدا

دو امام همام، امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام امام هستند چه بنشینند و چه بایستند. چه امر به جنگ داشته باشند و چه نداشته باشند.

همه‌ی شکست‌های غیر ماندگار و غیر حرکت‌آفرین شیعه در دوران تاریخ، از عدم هماهنگی و رابطه‌ی صحیح امّت با امام نشأت می‌گیرد. یعنی اگر بخش مشخصی از سپاه امام حسن علیه السلام مرزبندی‌ها را درست درک می‌کردند دیگر امام مجبور به عقب نشینی تاکتیکی هم نمی‌شدند. ولی خوب مجبور شدند تا اسلام سالم بماند.

در زمان امام حسین علیه السلام نیز دوباره این اتفاق افتاد. پناه بر خدا آن وضع پیش آمد.

اما بعد از ایشان، امام علی بن الحسین علیه السلام، امام هستند. ایشان شأن هدایتی دارند. باید توابین (و هر جریان دیگری در هر زمان از تاریخ) می‌دیدند امر جهادشان به امام حاضر متصل می‌شود یا خیر.

 

در این صورت ممکن است ایشان بفرمایند که نکنید. ممکن است به طریقی از مجرای وکالت بفرمایند. ممکن است بفرمایند به فرد دیگری چون مختار بپیوندید. و یا این که به طریقی امر را حل بفرمایند.

***

در این حالت، معنای صبر نیز خودش را نشان خواهد داد. صبر بر امر کاری است که بسیار سخت است.

چگونه می‌توان بدون نگاه رحیمانه ایشان صبر کرد. سیل، شیعه را بدون این نگاه رحیمانه می‌برد. صبر ما هم از ایشان است که دلمان می‌خواهد.

***

در اتصال است که یک حرکت ساده برای مثال یک نماز جماعت رابطه‌ی چندبرابری می‌یابد. یا یک زمان مشخص، رابطه‌ای چندهزار برابری در مسیر رشد و تزکیه (فردی و جمعی) هموار می‌کند.

 

خداوند اجر همگی ما را از مصیبت امام حسین علیه السلام بزرگ گرداند.

# تجربه تاریخی

# جامعه سازی

۰ ۲۰ شهریور ۹۸ ، ۰۰:۵۲
صلوات

بسم الله الرحمن الرحیم

وقتی در پرداخت‌های کوچک زمانی که وسع کوچک است در دادن واجبات مالی و هم‌چنین مالیات، کار سخت باشد،

معلوم است که وقتی وسع بیشتر بشود؛ به همان اندازه بلکه بیشتر کار سخت خواهد بود.

 

#از_خودمان_شروع_کنیم

# از خودمان شروع کنیم

# امتحان

# جهاد

۰ ۱۵ شهریور ۹۸ ، ۰۸:۰۸
صلوات

بسم الله الرحمن الرحیم

شاید انتظار داشتیم که فرد دیگری سر کار می‌آمد و جریان دیگری «اجرائیات» کلان را به دست می‌گرفت.

گرچه همه‌ی تلاش را افرادی که وظیفه‌ی خود می‌دانستند انجام دادند. ولی نتایج به شکل دیگری رقم خورد.

 

البته کوتاهی‌های بسیاری چه قصور و چه تقصیر نسبت به سلسله‌ای از وظایف بوده که باید انجام می‌شده است. که باید جبران گردد. باید تدبر و عاقبت‌اندیشی شود و برایش برنامه‌ریزی شود.

ولی بیشترین ابتلایی که در این دوره گریبان همه‌ی کشور را گرفت، ابتلای عقب‌گرد و پیشرفت؛ خودباختگی و استقلال بود.

انتخاب طاغوت یا الله بود.

 

این که ذیل چه کسی تعریف شویم و آیا امریکا و دشمن قابل اعتماد است یا خیر؟!

این تجربه باید در سینه‌ها بنشیند.

همچنان که موج اول آن آمد و تجربه‌ی آن در سینه‌ها آرامشی ایجاد نمود. در سینه‌ها زلزله آمد. و قلب‌هایی آرام شد و پاکیزه شد. از شرک و آلودگی گسسته شد.

و نمره‌ی قبولی گرفتند. و این به منّت و کرم خدای متعال بود.

 

ولی بعضی از دست دادند. همه‌ی عمر خود را قمار کردند. دست برنداشتند. پناه بر خدا هنوز هم در مسیر خطا و آلودگی در حال فروافتادن هستند.

 

قلوبی که در سینه‌ها هستند باید پاکیزه شوند.

و کاری که شبکه‌های اجتماعی می‌کنند آلودگی سینه‌هاست.

کار روشن است.

تبیین،

اساس کار است.

 

 

عملکردهای ما در این که خداوند کدام سنت را پیاده نماید تأثیر دارد.

و از خدا می‌طلبیم، به عافیت ما را - پناه بر او - از جبهه‌ی سیاه و جبهه‌ی خاکستری به سرعت به جبهه‌ی سفید دائمی منتقل نماید.

# امتحان

# دستگاه تحلیلی

۰ ۲۷ مرداد ۹۸ ، ۱۹:۲۵
صلوات

بسم الله الرحمن الرحیم

یکی هست خیلی استعداد این را دارد که از برج آزادی خودش را بیندازد پایین!

بهش رأی بدهیم یا نه؟

الگوی مردم محسوب می‌شود یا نه؟


پ.ن: چرا هم‌دیگر را درست هدایت نمی‌کنیم؟

# امروز

# بی‌برچسب

# دستگاه تحلیلی

# فرهنگ‌سازی پنهان

۰ ۲۵ تیر ۹۸ ، ۰۰:۲۵
صلوات

بسم الله الرحمن الرحیم

حجم انبوهی از خانواده‌های ما متدین هستند و این واقعاً جای شکر دارد.

ولی اگر بخواهیم ارتقایی نگاه کنیم؛ چه کاری باید انجام دهیم؟


آیا راه خاصی وجود دارد که یک خانواده بتواند مرتبه‌ی فعلی خود را به سمت یک چیز عالی‌تری تغییر دهد و مسیر رشد را طی کند؟ آیا شاخص و آماره‌ای هست که با توجه به آن بتوان مسیر را سنجید و متوجه شد که یک خانواده کجای مسیر هست؟


همان طور که برای هر یک از افراد مسیر رشد قابل تصویر است. یک خانواده چه مسیری دارد؟


یک خانواده از ایجاد یک پیوند زوجیت شروع می‌شود. این پیوند در همتایی عقاید و اخلاق آمده است.

برای پسران، دیدن مادر و پدر طرف مقابل بسیار در ادامه‌ی راه حاوی ارزش است.


یک خانواده‌ی الهی باید با لباس تقوا خود را سنجش کند.

هم‌چنین تبعیت از هدایت؛ مسیر باید با استفاده از دنبال نمودن هدایت نازل‌شده دنبال شود. یعنی بنا بر تبعیت از هدایت است. نه پناه بر خدا بغی، گناه و ... .


دو خانواده باید از جهت عقلی با هم برابر باشند؛ یعنی طوری نباشد که یک خانواده بسیار عقل‌گریز و یک خانواده بسیار عقل‌گرا باشند. هر دو باید در یک سطحی از استفاده از عقل باشند. بیشترین محک عقل نیز در تعاملات خودش را نشان می‌دهد. در اصطکاک‌ها و اختلافات چگونه مسیر دنبال می‌شود. این مسئله باید در خود و ارتباط با خانواده‌ی خود و نیز در خانواده‌ی طرف مقابل فهم شود. در تعاملات افراد با یکدیگر.

توهم‌زدگی و ورطه در توهمات با استفاده از عقل نیز متفاوت است. عقل در میان اصطکاکات راه می‌یابد. ولی توهمات در میان اصطکاکات گمراهی می‌افزاید. به همین دلیل اگر عقل پابندی به توهمات نزند آسیب پشت آسیب به وجود می‌آید. این، فعّالیت عقل در یک خانواده است.

ارتباطات میان اعضای خانواده باید حسنه باشد. اگر این نیست یا خللی وجود دارد که از ناراحتی‌های روانی نشأت می‌گیرد یا دلایل دیگری دارد. در هر صورت این موضوع به مستقیماً روی سنجش حاکمیت عقل، اثرگذار است.


مسئله‌ی دیگر قوامیت مردان نسبت به زنان است. شکل‌گیری و تعالی یک خانواده به ایستایی مردان است. یعنی مردانِ ایستاده هستند که می‌توانند قوام‌بخش ساخت خانواده باشند. در این صورت است که زندگی زن بسیار خوب و متعادل خواهد شد. می‌تواند خودش را رشد بدهد و وظیفه‌ی تربیت فرزند و نسل آتی را با شکوه بیشتر انجام دهد. پرورش و آموزش از دامان مادر آغاز می‌شود. مادران باید ذکرهایی که برایشان تلاوت می‌شود را در خانه‌هایشان تلاوت کنند. از جهت اقتصادی تلاش به عهده‌ی رجال است. از جهت فرهنگی جامعه به صورت دیده‌شدنی این مسیر ذکر در اطراف و اکناف عالم با استفاده از تلاش و مجاهدت مردان باز می‌شود. و زنان هستند که یک جامعه را از زیربنا روح و زندگی و طراوت می‌دهند. این روابط در بین خود خانم‌هاست. نه بین زنان و مردان نامحرم. اشتباه نشود.

سؤال اصلی این می‌شود که آیا مردان نسبت به زندگی فعال و اثرگذار هستند یا خیر؟

اگر جواب منفی است که هیچ.

ولی اگر جواب مثبت است سؤال دیگری پیش می‌آید که آیا این مردان برای دیگران ارزش قائل هستند؟ و احترام آنان را حفظ می‌کنند؟ و برای فکر دیگران جا برای تصمیم باز می‌گذارند؟ این سؤال در صورتی پیش می‌آید که جواب سؤال قبلی مثبت باشد. اگر این نیز مثبت است ان شاء الله که خیر است.


و نکته‌ی آخر ولایت‌مداری است. ولایت‌مداری، یکی از مسائلی است که سطوح پیچیده‌ای در جامعه‌ی امروز دارد. تلقی افراد از ولایی بودن بسیار متفاوت است. چیزی که باید سنجید ولایت‌مداری نیست. چیزی که بسیار مهم است، بهتر شدن است. رویکرد بهتر و بهتر شدن آیا وجود دارد؟ و برای پاسخ به بهتر بودن و بهتر شدن چه گزاره‌هایی از کجا دارند کار می‌کنند؟

کار سخت است. قطعاً در مقام داوری خود انسان به دلیل آگاهی بیشتر یا بلکه عدم آگاهی از لایه‌های باطنی خود از دیگران وضع بدتری دارد. ولی اگر بخواهد بسنجد برای تشکیل یک خانواده باید در موارد اصلی، مطمئن جلو رفت.

محبت دلی، بیان زبانی و پایبندی عملی. شاید بتوان گفت که سه شأن ولایت باشند.

همان طور که برخی قلبا امام را دوست دارند ولی ابراز ندارند. بروزی ندارند.

برخی دوست‌دارند و به زبان هم می‌گویند ولی در عمل دیده نمی‌شود.

یک وقتی آدم ضعفی دارد خودش هم واقف است که ضعف دارد و طلب او فعال است. این نکته خیلی مسئله‌ی مهمی است.

ولی جایی هست که طلب، در خانواده‌ی طرف مقابل نه تنها فعال نیست؛ بلکه مقابل آن دلایل دیگر کار می‌کند.


ولایت از راه عقل می‌گذرد ولی از عقل جلوتر است. چرا که اگر دامن عقل پناه بر خدا به عادت‌ها یا خواسته‌های درونی آلوده شود؛ در شئونی از خود واقعاً عقل است. ولی از جایی به بعد، دیگر عقل در خدمت نفس است!


(البته این معیار همچون شمشیری دولبه است. چرا که پناه بر خدا این معیار شاید راه را روشن کند ولی نباید انسان دچار این بشود که خبری است. چون خود ما شاید در عمل و میدان واقعی، بسیار بدتر باشیم. حتی اگر خدا رحم نموده و در قدیم از امتحان‌هایی سربلند بیرون آمده باشیم!)


در ولایت‌پذیری حنیف‌بودن ملاک است. حنیف‌بودن عملی. یعنی چقدر در زندگی این امر، جریان دارد. نه در زبان. یعنی اگر واقعا بشوند که امری صادر شده است، واقعا و قلبا همراه می‌شوند؟ این مسئله تاحدی پرسیدنی نیست. و بلکه به دیدگاه خانواده‌ی ایشان مرتبط است؛ البته اگر دختر است. و اگر پسر است باید دید که دوستان او چه کسانی هستند؟

# جامعه سازی

# نظام سازی

۰ ۲۳ تیر ۹۸ ، ۱۹:۳۱
صلوات

بسم الله الرحمن الرحیم

این اتّفاقات اتّفاقی نیست!


بعدا نوشت:

اتفاق‌ها،

بی‌علّت نیست.

بی‌هدف نیست.

اتفاقی نیست.

شیطان هم دارد کار می‌کند.


ولی چه کسی می‌تواند با برنامه‌ی خداوند متعال به ستیزه برخیزد؟

# امتحان

# امروز

۱ ۱۴ تیر ۹۸ ، ۰۱:۲۳
صلوات

بسم الله الرحمن الرحیم

از قرائن و شواهد

متوجه شدیم، بعضی از مسئولین خاص دولتی،

آن هم نه در دولتی که چهار یا پنج آدم نفوذی به طور علنی در آن شکار شده است؛

بلکه برخی از دولت‌ها در کشورهای دوردست، از پخش سریالی در تلویزیون، تنشان لرزیده است.

# امروز

# بصیرت

# بی‌برچسب

# تبلیغات

۰ ۰۱ تیر ۹۸ ، ۰۰:۵۹
صلوات

بسم الله الرحمن الرحیم

مسئله‌ی فلسطین علاوه بر این که یک طرح استعماری برای تداوم استعمارگران بوده و هست؛ طرحی است که برای جلوگیری از اتحاد و قدرتمندشدن مسلمانان در منطقه و ایجاد یک جبهه‌ی محکم و مقاوم اسلامی دنبال شده است.


و حرکت در جهت حل این مسئله، پاسخ به ندای کمک‌خواهی یاللمسلمین مظلومان است. این پاسخ همه‌جانبه، امری واجب کفایی است.


و برای رسیدن به مراتب قرب، امر واجب امری است که نباید از آن چشم‌پوشی نمود.

بلکه اگر کسی در این شرایط این کمک‌خواهی مسلمانان را پاسخ ندهد؛ مسلمان نیست.


پرداختن به امور مسلمانان مظلوم، از آن جهت که رضایت و امر مؤکد خداوند متعال و ائمه را در خود دارد؛ سررشته‌ای از ولایت را در خود به همراه دارد.

مبادا پرداختن به این امر را قطع کنیم؛ چرا که پناه بر خدا سررشته‌ی این رابطه را قطع نموده‌ایم.


نوشت: خداوند ما را دائماً از مدافعان مرزها و اقامه‌کنندگان دین قرار بدهد.

# امروز

# تمدن سازی

# جهاد

۱ ۱۲ خرداد ۹۸ ، ۰۱:۲۶
صلوات

بسم الله الرحمن الرحیم

با شرمندگی، سرافکندگی، ابا و ننگ این مقایسه قابل شنیدن است.

شنیده‌ایم که در دوران امام حسین علیه السلام،

مدینه النّبی،

به مدینه‌ای دیگر تبدیل شده بود.


شهری که مرکز کنسرت‌ها و آوازه‌خوان‌ها و زنان رقاصه شده بود!


یعنی شهری که محل هجرت پیامبر بوده است و سال‌ها رنج و سختی را برای دین الهی به خود پذیرفته بود، در کمتر از پنجاه سال به چنین وضعی تبدیل شد.

زمانی امام حسین علیه السلام شهید می‌شوند که مردم جز ظاهری برای نماز و ظواهری برای پایه‌های دین، نمی‌شناختند.

و دنیاپرستی دنیای اسلام را فراگرفته بود.


این که در لفافه‌ی «لباس پیامبر» و نیز در پوششِ «رسانه‌ی ملی»

کنسرت و نوازندگی و آوازه‌خوانی را ارزش نشان دهیم، «خدمت» است؟


آیا این غوطه‌وری، افتخار است؟

آیا می‌خواهیم با دست خودمان ایران را تبدیل کنیم؟


هیهات

# امروز

# توکل

# جامعه سازی

# جاهلیت

۰ ۲۷ ارديبهشت ۹۸ ، ۲۲:۰۴
صلوات